روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

373

شرح شطحيات ( فارسى )

بعد ازين روايات غرايب شطحيّات است ، كه او بدان مفردست . بر آن راه از متقدّمان كه اهل سكر و انبساطاند ، كم كسى گذشته است ، زيرا كه او اغرب غرباست در مهمهء علم مجهول ، و افصح فصحاست در اشكال شطح معلول . 223 فصل ( فى الشطحيّة 1 للحلاج ) ( 673 ) حسين در شطح گويد كه « مناضلت با ابليس و فرعون كردم ، در باب فتوّت . ابليس گفت : اگر سجود كردمى آدم را ، اسم فتوّت از من بيفتادى . فرعون گفت كه اگر ايمان برسول او بياوردمى ، اسم فتوّت من از من بيفتادى . من گفتم كه اگر از « 11 » دعوى خويش رجوع كردمى « 12 » ، از بساط فتوّت بيفتادمى . ابليس گفت كه من بهترم در آن وقت ، كه غير خويش « 13 » غير نديد . فرعون گفت « ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي » « 14 » ، چون نشناخت « 17 » در قوم خويش مميّزى ميان حقّ و ميان خلق . من گفتم : اگر او را « 15 » نمىشناسند ، اثرش بشناسند « 18 » . من آن « 16 » اثرم . « أنا الحقّ » : پيوسته بحقّ حقّ بودم . صاحب « 19 » من و استاد من ابليس و فرعون است . به آتشش بترسانيدند ابليس را ، از دعوى باز

--> ( 11 ) اگر از M : اگر آن S ( 12 ) كردمى : كنم دمى SM ( 13 ) كه غير خويش . . : لم ير غيره غيرى A ( 14 ) ما عَلِمْتُ لَكُمْ . . : سورهء 28 ( القصص ) آيهء 38 ( 17 ) نشناخت : بشناخت SM لم يعرف A ( 15 ) او را : - SM ( 18 ) شناسند . . . بشناسند : شناسد . . . بشناسد SM ( 16 ) آن S : از آن M ( 19 ) صاحب : صاحت S